چه رسم جالبی است،
محبتت را میگذارند پای احتیاجت،
صداقتت را میگذارند پای سادگیت،
سکوتت را میگذارند پای نفهمیت،
نگرانیت را میگذارند پای تنهاییت،
... ... و وفاداریت را پای بی کسیت،
و آنقدر تکرار میکنند که خودت
باورت میشود که تنهایی و بیکس و محتاج....!!!

برچسب ها: , | موضوع : | بازدید : 189

[ دوشنبه 26 تير 1391 ] [ 15:45 ] [ artemis ] [ ]

نام خواننده: Jennifer Lopez

نام آهنگ: 
papi


ادامه مطلب
برچسب ها: , | موضوع : | بازدید : 206

[ سه شنبه 13 تير 1391 ] [ 13:43 ] [ artemis ] [ ]

سلام خوشحال میشم نظرتونو درباره ی این مطلب بدونم به نظر شما درسته یا غلط؟؟؟؟

اشتباه دیروز

               مجازات امروز

                                   تجربه فردا

برچسب ها: , | موضوع : | بازدید : 216

[ سه شنبه 13 تير 1391 ] [ 13:32 ] [ artemis ] [ ]

 

 

مرد ميانسالي وارد فروشگاه اتومبيل شد. ب ‌ام ‌و آخرين مدلي را ديده و پسنديده بود. وجه را پرداخت و سوار بر اتومبيل تندروي خود شد و از فروشگاه بيرون آمد.


قدري راند و از شتاب اتومبيل لذت برد. وارد بزرگراه شد و قدري بر سرعت اتومبيل افزود. کروکي اتومبيل را پايين داد تا باد به صورتش بخورد و لذّت بيشتري ببرد. چند شاخ مو بر بالاي سرش در تب و تاب بود و با حرکت باد به اين سوي و آن سوي مي‌رفت. پاي را بر پدال گاز فشرد و اتومبيل گويي پرنده‌اي بود رها شده از قفس. سرعت به 160 کيلومتر در ساعت رسيد.

مرد به اوج هيجان رسيده بود. نگاهي به آينه انداخت. ديد اتومبيل پليس به سرعت در پي او مي‌آيد و چراغ گردانش را روشن کرده و صداي آژيرش را نيز به اوج فلک رسانده است. مرد اندکي مردد ماند که از سرعت بکاهد يا فرار را بر قرار ترجيح دهد.

 

مقداری انديشيد. سپس براي آن که قدرت و سرعت اتومبيلش را بيازمايد يا به رخ پليس بکشد. بر سرعتش افزود. به 180 رسيد و سپس 200 را پشت سر گذاشت، از 220 گذشت و به 240 رسيد. اتومبيل پليس از نظر پنهان شد و او دانست که پليس را مغلوب کرده است.

ناگهان به خود آمد و گفت: "مرا چه مي‌شود که در اين سن و سال با اين سرعت ميرانم؟ باشد که بايستم تا او بيايد و بدانم چه مي‌خواهد."

از سرعتش کاست و سپس در کنار جاده منتظر ايستاد تا پليس برسد. اتومبيل پليس آمد و پشت سرش توقف کرد...

 

 


ادامه مطلب
برچسب ها: , | موضوع : | بازدید : 536

[ دوشنبه 12 تير 1391 ] [ 12:04 ] [ artemis ] [ ]

گفتم:خدایا...! از همه دلگیرم...

گفت:حتی از من...!؟

گفتم:خدایا دلم را ربودند...!

گفت:پیش از من...!؟

گفتم:خدایا تنهاترینم...!

گفت:پس من...!؟

گفتم:خدایا کمک خواستم...!

گفت:از غیر من...!؟

گفتم:خدایا چقدر دوری...!؟

گفت:تو یا من...!؟

گفتم:خدایا دوستت دارم...!

گفت:بیش از من...!؟

گفتم:خدایا اینقدر...نگو...من...!

گفت:...من...توام...تو...از من....

برچسب ها: , | موضوع : | بازدید : 283

[ شنبه 10 تير 1391 ] [ 12:17 ] [ artemis ] [ ]

خداوندا آرامشی عطا فرما تا بپذیرم آنچه را که نمی توانم تغییر دهم ، شهامتی که تغییر دهم آنچه را که می توانم و دانشی که تفاوت این دو را بدانم.

برچسب ها: , | موضوع : | بازدید : 559

[ شنبه 10 تير 1391 ] [ 12:10 ] [ artemis ] [ ]

عشق من ، از وقتی رفتی خونه تاریکه ، چراغ خونه خاموشه …
آخه بگو لامصب فیوز رو واسه چی بردی ؟

.

.

.

سرعت اینترنت ارتباط مستقیم با دستشویی آدم داره !
وقتی دستشویی داری هم سرعت اینترنت خوبه هم مطالب جذاب ترن …


ادامه مطلب
برچسب ها: , | موضوع : | بازدید : 274

[ پنجشنبه 8 تير 1391 ] [ 17:08 ] [ artemis ] [ ]

وبلاگ جدید خودم حتما سر بزنید پشیمون نمی شوید

http://artemisn.limooblog.com/

برچسب ها: , | موضوع : | بازدید : 468

[ چهارشنبه 7 تير 1391 ] [ 19:49 ] [ artemis ] [ ]

پادشاهی در یک شب سرد زمستان از قصر خارج شد. هنگام بازگشت سرباز پیری را دید که با لباسی اندک در سرما نگهبانی می داد.از او پرسید : آیا سردت نیست؟نگهبان پیر گفت : چرا ای پادشاه اما لباس گرم ندارم و مجبورم تحمل کنم. پادشاه گفت : من الان داخل قصر می روم و می گویم یکی از لباس های گرم مرا را برایت بیاورند. نگهبان ذوق زده شد و از پادشاه تشکر کرد. اما پادشاه به محض ورود به داخل قصر وعده اش را فراموش کرد. صبح روز بعد جسد سرمازده پیرمرد را در حوالی قصر پیدا کردند، در حالی که در کنارش با خطی ناخوانا نوشته بود : ای پادشاه من هر شب با همین لباس کم سرما را تحمل می کنم اما وعده لباس گرم تو مرا از پای درآورد.

برچسب ها: , | موضوع : | بازدید : 216

[ چهارشنبه 7 تير 1391 ] [ 13:35 ] [ artemis ] [ ]

 

کلیه موارد فقط جهت خنده هستند و ربطی به نوع پرستی و یا .... ندارند. تکذیب هم میشوند.

ادامه مطلب
برچسب ها: , | موضوع : | بازدید : 198

[ چهارشنبه 7 تير 1391 ] [ 13:34 ] [ artemis ] [ ]
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 صفحه بعد
درباره وبلاگ

سلام امیدوارم از این وبلاگ لذت ببرید این وبلاگ رو برای این درست کردم تا بتونم لبخندی بر بلان شما بیاورم امیدوارم موفق شوم.
آرشيو مطالب
جعبه پیام
خبرنامه
جستجو در وبلاگ

نظرسنجی
کدام یک از موارد زیر را بیشتر می پسندید؟
آمار بازدید
آنلاین : 1
بازدید امروز : 7
بازدید دیروز : 16
بازدید هفته گذشته : 47
بازدید ماه گذشته : 121
بازدید سال گذشته : 4562
کل بازدید : 35130
امکانات وب
هاست
طراحی سایت
تبادل لینک
رپـــــــ و پــــــــــا پــــــــ
طراحی پورتال خبری
فروشگاه اینترنتی ایرانو
دریای مواج
(^.^)PC WORLD(^.^)
MelliUp.com - آپلود ملی
محصولات خوداشتغالی وکار آفرینی
طرفداران ارسلان قاسمي در اصفهان!!!
فروشگاه اینترنتی
خرید عینک آفتابی